تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

دفترچه خاطراتم

دفترچه خاطراتم

اینجا از همه چیز می نویسم هر چی که لازمه گفته بشه!!

چندروز پیش تو راه برگشت از مدرسه دنبال اژانس بودم  دیدم یکی از مغازهای پوشاک که اکثرا ازش خرید می کردم و خیلی هم راضی بودم زده صددرصد تخفیف رفتم داخل اووووووو چقدر شلوغ بود ای دلم سوخت ای دلم سوخت که دیر رسیدم با این حال بازم کلی تیشرت وشلوارک و یک دونه شلوار لی خریدم ۸۰درصد اجناس فروخته شده بود باورتون نمیشه شلوار لی ۲۰۰۰۰تومانی رو که چند وقت پیش قیمت کرده بودم فروخته بود۶۰۰۰ تومان حیف شد دیر رسیدم ولی کلی با همین چند تیکه ای که خریدم حال کردم دروغ چرا من  عاشق این فروشگاههایی هستم که میزنن تخفیف ویژه و واقعا تخفیف دارن وجنساشونم خوبه اصلا از اون دسته ادمهایی نیستم که به مارک لباس و کیف و کفش اهمیت بدم. خلاصه بنده  از هر چی لباس ارزون خوشم بیاد میگیرم( تو دلتون نگید چه بی کلاس همینه که هست)

یک چیز جالب تو اینترنت خوندم نوشته بود گرمای هوا باعث میشه بچها تو خواب کابوس ببینن جالبه چند شب پیش که  یکی از شبهای خیلی گرم بود تا صبح نتونستم بخوابم به خاطر نازگل کولرو روشن میکردم سرد میشد خاموش میکردم خیس عرق میشد و همش تو خواب دل دل میزد انگار داره خواب بد میبینه این نوشته رو که خوندم دیگه واسم ثابت شداز گرمی هوا بوده اخه هوا اطاق خنک که میشد راحت می خوابید

  نازگلم روزای تعطیل با مامان و باباش صبحونه میخوره خیلی مودب میشینه رو صندلیش مامان واسش لقمه میگیره و میخوره البته بماند که شونصد تا وسیله دم دستش باید باشه تا سر گرم بشه ..شبا وقت خوابش میبوسمش میزارم سر جاش و شب بخیر میگم و سریع از اطاقش میام بیرون اوایل گریه میکرد و نمی خوابید ولی وقتی خسته میشد خوابش میبرد شاید بگید چه مادر بدی ولی باور کنید اینجوری به نفع خودشم هست الان دیگه عادت کرده همین که چراغ خاموش میشه میدونه وقت لالاست          بنده علاقه زیادی به خوندن کتاب و مجله دارم مخصوصا مجله دوران بارداریم خیلی می خوندم جالبه که الان اگه کلی اسباب بازی بریزم جلوی نازگل حتی اگه تازه باشن بازم مجله رو بر میداره مثل خودم ورق میزنه و مثلا داره میخونه بعضی وقتا هم خط میبره تو تنهایی خودشم با کتاباش مشغوله من حتی شبا با خوندن مجله و کتاب می خوابیدم   الانم تا دم دستم بیاد ول کنش نیستم خلاصه اگه دم دستتون مجله جات هست من مشتریشم یاد گرفته می خواد طرف و بترسونه مثلا مثل قلدرا میشه و خودشم حال می کنه.. دیگه پریز برق و خاموش روشن کردن چراغا هم بماند.عاشق اینه که بنده حرکات موزون از خودم در وکنم و اونم از خنده ریسه برهاین کارش از همه بهترررررررر بود واسه اولین بار تو لگنش جیش کرد و بنده از هیجان زیاد ذوق مرگ شدماونقدر جالب میاد لباساشو میندازه تو ماشین لباس شویی هر چی میگم مامانی شما نباید لباستو بندازی اینجا مال لباسای شما نیست اصلا انگار نه انگار..خانم دوس داره خوراکی میخوره بشینه رو زمین یا راه بره خدا نکنه خوراکیاش بیسکوییت و کیک باشه بعد ازا ون بنده همه جارو باید جارو برقی بکشم و پشت سرشم نازگل خانم با جارو خاک اندازش منو همراهی می کنهبچم عاشق خونه داری و نظافته  گرد گیری میکنه که بیا و ببینحموم که میبرمش اول خانم باید کلی اب بازی کنن و سر عروسکشونو بشورنبعد من میتونم بشورمش تازه کمکم میکنه و خودشم تند تند سرشو میشوره میگه پیشت

پیوست۱)واییییییییییی خدا بازم فوتبال با عرض پوزش از فوتبال دوستا من متنفررررررم از این ورزش اگه دست من بود دستور میدادم اسم فوتبال و از لیست ورزشهای دنیا واسه همیشه حذفففففف کنن  فعلا این روزا همسر جان خوش خوشانشه و روزی شصتاد بار کارت قرمز نشونش میدم  

پیوست۲)بنا به در خواست تعدادی از دوستای گل وخوب قدیمیم یک عکس از خودم و نازگلکم گذاشتم ولی در اخرین لحظات به دلایل امنیتی حذف شد شرمنده

پیوست۳) تور خدا دعا کنید این داداش بنده سر و سامون بگیره دست از سر کچل ما برداره  هردختری رو معرفی میکنیم شونصد و شصتاد بار استخاره می کنه  نه اینکه خیلی پر توقع باشه  اصلا دنبال سیندرلا نیست و کفش بلوری هم نمی خوااااااداتفاقا بس که  کم توقعه و شرایط اسون داره غیر از  شاید دومورد  پیدا کردنش سخته خدا کنه همسر دلخواهش پیدا بشه واقعا از صمیم قلب براش دعا می کنم

پیوست۴)ممنون از همه دوست جونای گل واسه کامنتای پست قبلیتون و ۲۲ تا کامنت خصوصی که واقعا انرژی مثبت بودن واسم

پیوست۵)فک نکنید همه نوشتها رو الان تایپیدم روزی شونصد بار تایپیده شده و ثبت موقت شده تا امروز که تموم شده در این حالت

زرتشت:دیگران را ببخش نه بخاطر اینکه آنها

سزاوار بخشش تو  هستند بلکه فقط بخاطر اینکه

             تو سزاوار آرامشی

 وای چقدر حرف زدم یعنی همشو خوندی!!!!

تا اپ بعدی بای

    

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 7:49  توسط مامان نازگل  | 

Summer Memories Tree & Tire Swing Imagesخدایا ناشکری نمی کنم ولی نمی دونم چرا  اکثر ما ادما اینجوری هستیم..تا کار نمی کنیم یک سره التماس و دعا که خدا جون مردیم از بیکاری کسل شدیم تا میریم سر کار بعد یک مدت  وای خدا جون غ ل ط کردم اصلا زن و چی به کار کردن دیگه نمیشه بیای بیرون باید بمونی و بپوسی تا بازنشست بشی و به قول خالم بعد از اونم پول بازنشستگیتو صرف مداوای کمر درد وپا درد وهزار دنگ و فنگ دیگت بکنی نمی دونم نظر من که اینه هیچ جا بهتر از خونه واسه خانما نیست هیچ جا باور کنید راس میگم چرا باید عمرتو بزاری واسه کار کردن بیرون بعدشم خونه بچه داری همسر داری مهمون داری وایییییییی مگه چقدر جون داریم اخرشم که چی وقتی پیر شدی این چند غاز حقوق به چه دردت میخوره خونه که هستی میتونی برنامه ریزی کنی واسه خودت بری بیرون بعد از ظهر بری کلاسای مختلف غذای مورد علاقه خونوادتو درس کنی خودت خونتو بچینی و نظافت کنی نه اینکه خسته و کوفته و داغون بیای خونه تازه فک کنی که چرا فلانی اینو بهت گفت؟چرا اون یکی حقتو گرفت؟چرا قدر کاری که میکنی رو نمیدونن که هیچ تازه پر توقع ترم میشن ؟  چرا مسئول اداره به حرفات گوش نمیده؟ حالا با این همه برگه و کلی کار اداری انجام نشده باید چه کرد؟ به هزار نفر جواب پس بدی از مدیر و رئیس اداره گرفته تا معاون و همکار و حتی دانش اموز!!اصلا چرا باید پیش افراد ناچیز سر خم کنی؟چرا و چرا..

نمی دونم این شاید نشونه ضعفم باشه(ولی آرزومه) وقتی میبینم دیگه زیادی دارم از خودم کار می کشم یا تو محیط کار اذیت میشم دوس دارم همه دفترو به هم بریزم چشامو ببندم و دهنمو وا کنم برم ادره پت و پوته همه رو رو اب برزیم وقتی روبروی قیافه خشن و عصبانی مدیر قرار گرفتم با پوزخند برگه مرخصی چندین سالمو نشونش بدم و بعدشم همراه خونوادم پرواز کنم  برم از این مملکت..

Thunderاین دفعه  رعد و برق بزنه و بارون بیاد میرم زیر بارون باید خیس خیس بشم تا سرحال بشم شستن صورت و اب زدنای مداوم کاری نمی تونه بکنه..

 خوب غر زدن بسه بریم سراغ مثبتا

بالاخره بعد از مدتها گوش شیطون کر دارم مزه خواب شب و می فهمم وای که چقدر شیرین بوده و من  دوسال ازش دور بودم.

بعد از مدتها بدون استرس با همسرم رفتیم شام بیرون و بعد از مدتها تونستیم مثل گذشته دو تایی با هم فیلم ببینیم(سنتوری)

 

دلم یک سفر دریایی میخواد خیلی هوای دریا رو کردم میخوام تا میتونم نگاش کنم شاید سال بعد این موقع این خواستم عملی شد همینجور که الان ۳۰درصدشون عملی شده..

دلم میخواد مثل اون قدیم قدیما که هنوز مجرد بودم و هیچ دغدغه ای نداشتم برم خونه مادرجون مهربونم که اندازه تمام  دنیا دوسش دارم همینجور خیره بشم بهش تا نمازشو تموم کنه وقتی دعا می کنه  بهش بگم مادرجون منو هم دعا کن اصلا واسه هممون دعا کن اخ که چقدر دلم تنگه اون روزاست هر چند الان بیشتر روزا دست نازگل و میگیرم و میبرمش پیش مادرجون عزیزم تا وقتی که نازگل خوابش میاد می مونیم همسرم میاد دنبالمون.

Treadmillاخر خرداد میرم کلاس ورزش فک کنم واسه  روحیم خوب باشه  شدیدا اعتماد به نفسمو از دست دادم وقتی میبینم بقیه تعطیل شدن و بنده باید برم سر کارکلافه

پ۱)نیلوی عزیزم تولدت مبارک اینشالا جشن ۱۲۰ سالگیتو بگیری 

خدایا:

به من کمک کن تا قبل از اینکه درمورد

راه رفتن کسی قضاوت کنم،

کمی با کفش های او راه بروم.........

 

             "دکتر علی شریعتی"

 خوب اینم چند تا عکس از نازگل من البته مال۱ ماه پیشه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 16:4  توسط مامان نازگل  | 

Babies At School Gifs Images - MySpace Layouts, MySpace Graphicsدوروز پشت سر هم میرفتم نمایشگاه کتاب کتابایی که از قبل لیست کرده بودمو بگیرم ولی دست اخر میومدم خونه همش خرید واسه ناگل خانم بود اخرشم هیچی به هیچی.

 روزای تعطیل یک روزشو رفتیم باغ جاتون خالی بود کلی گیلاس و توت نوش جان شد البته از صبح رفتیم مثلا صبحونه اونجا باشیم(کله پاچه) که بنده از اسمشم حالم بهم میخوره ولی شد ساعت ۱۰ نازگل که کلی حال کرد این دومین باره که میبرمش اونجا باباشم چشم منو دور میدید واسش گیلاس میچید و میزاشت پشت گوشاش گوشوارههمه لباساشو کثیف کرد هر جک و جونوری هم بگید دخملم دید به شدت از مگس میترسه حالا تو این گیرو ویر من کجا این مگسه رو به قول خودش(پسه) رو بفرستم که نازگل خانم گریشون وایسته خدا می دونه بعدشم نوبت حیونا شد از جوجه و مرغ و خروس باغ همسایه گرفته تا گاو گوسفند و الاغ اونقدر واسش هیجان داشت و با تعجب به گاوه نگاه می کرد که خودمم باور کرده بودم چه موجود عجیبیه

Determined Walking Baby Boy Gifs Images - MySpace Layouts, MySpace Graphicsخیلی خیلی شیطون شده اصلا یک جا بند نمیشه همش باید دنبالش باشم شدیدا به یاری سبزتان نیازمندماشپزخونه رو جمع می کنم میره اطاقش کمد لباساشو میریزه بیرون میرم اونجا رو جمع میکنم میاد اطاق خواب ما هر چی رو دراوره میندازه پایین  اونجا رو جمع میکنم میره تو حال سمت تلوزیون و پریزای برق و ضبط دیگه کامپوترم که بماند.مجبور میشم همه درا رو ببندم و فقط یک جا باهاش باشم ولی اونقدر با شدت میزنه به در و میگه باز باز که فک کنم همه مجتمع  می فهمند درا رو بستممیره رو مبلا  سر پا وای میسته و دست میزنه به علامت پیروزی قلبم میاد به دهنم تا میرم می گیرمش اخه می شماره و می پره پایین دو دو سه چند روز پیش اشپزخونه داشتم غذاشو درس میکردم  پشتی مادر شوهرم دم دراشپزخونه بود که خانم نیاد داشت غر غر میکرد که بیارمش تو اشپزخونه منم به خودم نیاوردم  دیدم داره می شماره میگه دو سه سه تققققق باورتون نمیشه پاشو گذاشته بود رو پشتی خودشو پرت کرد تو اشپزخونه سرش به شدت به سرامیکا خورد و پیشونیش حسابی باد کرد کبود شد خیلی هول برم داشته بود به خاطر همین تا میبینم می شماره هر جا باشم به سرعت جت خودمو میرسونم میدونم میخواد از جایی خودشو بندازه یا بپره میخواد بره بالا میگه پایین پایین نمی دونم چرا  بر عکس میگه  زیاد بغلی نیست تا یکی میاد بغلش کنه داد میزنه بده بده (یعنی ولم کن) کافیه برم تراس لباسا رو پهن کنمHousewife w/ Laundry Yellow Smiley Face Images از من جلوتر اونجاست تا چشم غره میرم میاد بغلم میکنه و میگه مامانی من ناز ناز پشت سرشم چند تا بوس ابدار

Celebration Icons - MySpace Layouts, MySpace Graphicsمیترا جون تولد ایلیای نازنین شاه ماهی وبلاگی رو تبریک میگم اینشالا جشن ۱۲۰ سالگیشو بگیریCelebration Icons - MySpace Layouts, MySpace Graphics

پ۱)وفات حضرت فاطمه رو تسلیت میگم به همه دوستای دنیای مجازی..وقت دعاهاتون ما رو هم یاد کنید

پ۲)این نوشته رو دوست گلی واسم ایمیل کرده بود خیلی خوشکم اومد ...

غم و اندوه اگر هم روزي ، مثل باران باريد
يا دل شيشه اي ات ،از لب پنجره عشق زمين خورد و شکست
با نگاهت به خدا، چتر شادي وا کن
و بگو با دل خود، که خدا هست ؛ خدا هست ...
او هماني ست که در تارترين لحظه شب
راه نوراني اميد نشانم مي داد ...
ماه من؛ غصه اگر هست بگو تا باشد
معني خوشبختي ، بودن اندوه است
اين همه غصه و غم ، اين همه شادي و شور
چه بخواهي و چه نه؛ ميوه يک باغند
همه را با هم و با عشق بچين...
ولي از ياد مبر ؛
پشت هر کوه بلند، سبزه زاري ست پر از ياد خدا
و در آن باز کسي مي خواند که خدا هست
خدا هست .........

Babies Gifs Images - MySpace Layouts, MySpace Graphicsگوشواره

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 12:32  توسط مامان نازگل  | 

Yellow Smiley Face In Red Car Smile Images - MySpace Layouts, MySpace Graphicsتقریبا ده روز نبودیم با نازگل رفتیم مشهد پیش خونوادم جاتون خالی بد نبود هر چند مریض داری هم داشت .دو روزم رفتم دندونپزشک..با نازگل و خونوادم رفتیم جاهای دیدنی که واسه نازگل جالب بود.دیدن فامیلایی که واجب بود رفتن پیششون و این دفعه به هیچ وجه نمی شد بهونه اورد واسه نرفتن. تقریبا یک هفته هم بعداز ظهرها یا هر وقت فرصتی پیش میومد میرفتم بیرون دنبال یک سری تزئینات و وسایل ساختمون خلاصه  روی هم رفته سفر خوبی بود.اخر هفته همسرم اومد دنبالمون وبرگشتیم سر خونه زندگیمون..

پیوست۱)نیلوی عزیزم من همیشه شرمنده محبتات هستم امیدوارم به زودی بیای  وبلاگتو بنویسی دلم واسه نوشتهات تنگ شده بابت محبتت یک دنیا ممنون دوست خوبم و خاله نیلوی مهربون نازگل.اینشالا دفعه بعد که اومدی ایران بتونیم ببینیمت و از خجالتت در بیام.

پیوست۲)نمی دونم چرا این دفعه چیزی ندارم واسه گفتن بمونه اپ بعدی در مورد نازگل می نویسم

اینم چند تا عکس از نازگل( مشهد)

Baby & Bear Rocking On The Moon Gifs Images - MySpace Layouts, MySpace Graphicsنازگل خوابالو با پستونک و یک خورده هم عصبانی از دست مامانیش که تا فرصتی پیش میاد میره دنبال عکاسی..

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 17:14  توسط مامان نازگل  | 

Lilypie 3rd Birthday Ticker *