تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

دفترچه خاطراتم

دفترچه خاطراتم

اینجا از همه چیز می نویسم هر چی که لازمه گفته بشه!!

 این کیکای خوشگل و ببینید ادم دلش ضعف میره ایران که عمرا نمیتونن اینجوری در بیارن اگر باشه خیلی کم از تولد نازگل خاطره خوبی ندارم  پذیراییش اصلا اونی نبودکه می خواستم مخصوصا کیکش اونم یک سالگی که به نظر من خیلی مهم بود از حالا تصمیم دارم یک کیک خوشگل واسه دو سالگشی با یک پذیرایی عالی وشونصد مدل غذا  که همشو خودم بپزم واسه شام البته با همون مهمونای خصوصی براش بگیرم حالا من و ببین ۷ ماهه دیگه  دارم از حالا بر نامه ریزی میکنم Daylight Savingsولی من دلم میخواد از این کیکا بگیرم براش دلم میخواد زود زود بزرگ بشه بشه ۱۷ ساله بعد دوستاشو دعوت کنه و خودش مدیریت  مهمونیش و به عهده بگیره  وایییییییییییی من میخوام نازگل زود بزرگ بشه  دیروز به همسرم برنامم و میگم اونم خوشش میاد و میگه عالیه

چند روزه گیر دادم به وبلاگای اشپزی Pizza Parlor اصلا وبلاگا و سایتای خوشمزه وااااااااااااااااای چقدر خوشگل تزئین کردن چه میزای نازی چیدن مخصوصا مجلسا  جو من و گرفت و زنگ زدم همسر جان روز جمعه نهار نگیر میخوام خودم درست کنم همسر جانم در حالیکه شوکه شده بود گفت راس میگی  گفتم بببببله خلاصه رفتم اشپزخونه و یک باقالی پلو با گوشت خوشمزه  جاتون خالی درست کردم با همه مخلفاتش تازه دارم می فهمم  این دلتنگی من برای چه بوده است بله دوستان من دلتنگ اشپزی شده ام و خودم خبر نداشته ام همون روزم همسر جان اعلام کردن امروز روز سازندگیه و افتاد به جون خونه درست کردن کولر  که اگه درست نمیکردبا اجازتون ما از طبقه سوم نقل مکان میکردیم به طبقه اول همراه همسایهای بیچاره  که شونصد بار تذکر داده بودنوقت تمام بعدشم که یخچال  چند ماهی بود که درش کامل بسته نمیشد اونم درست شد خلاصه  نهار ما شد ساعت ۴ بعد از ظهر که دیگه اشتهایی نمونده بود ولی حسابی کیف کردم از اشپزی دیروز 

تو فکر تغییر کل دکوراسیون اطاق خواب و اطاق نازگل و همچنین اطاق کار  سرویس بهداشتی هستم  مخصوصا اطاق خواب از لحاظ رنگ رو تختیQuilting پرده و هرچی که باعث قشنگیش بشه خیلی خوشحال میشم کمکم کنید یا اگه عکسی دارید برام بفرستید چه رنگی استفاده کنم  چطوری تزئین کنم و هر چی که به نظرتون جالبه برام بنویسید  باید بخرم وسایلهاشون عکسایی که از اینترنت میگیرم با خونهای ما جور در نمیاد بعدشم اوووووو اگه بخوام یک اطاق خواب و اینجور تزئین کنم باید فکراین که بقیه اطاقا برسم و از سرم بیارم بیرون کلی پول میخواد که در حال حاظر موجود نمی باشد به نظر من خوش سلیقه بودن به پول خرج کردن زیاد نیست با کمترین مقدار خیلی دکوراسیون شیکی میتونی داشته باشی( خودم و دلداری میدم ) اخه من اصلا اهل خرید لوازم منزل نبودم  وسایلایی که دارم همه ضروریات زندگیه دلم تنگی میکنه وقتی دور برم شلوغه حالا که میخوام به امید خدا جا به جا بشم تازه فکرش افتادم ..

پیوست۱) خسرو شکیبایی فوت کرد خیلی ناراحت شدم واقعا هنرمند بود چند وقت پیش خبر فوت داوود اسدی رو که شنیدم همین احساس الان و داشتم اونم زود رفت خیلی زود روحشون شاد اینترنت سرچ میکردم این وبلاگ ودیدم نامهای بچها به خدا حتما بخونید چقدر پاکن و دوس داشتنی دنیای بچها..

پیوست۲) نازگل یک هفته است سرما خورده اب ریزش بینی وچشم الانم که صداش گرفته و سرفه خودمم حال و روز بهتری ندارم انگار بعد چشم درد حالانوبت سرما خوردگی رسیده دلم میخواد ۲۴ ساعت تمام بخوابم میدونم هیچی بهتراز استراحت برام نیست خیلی خسته ام .خدا رو شکر خونوادم اومدن و میتونم برم بعد از ظهرا اونجا یک ساعتی استراحت کنم یا مامان و به زورررررررر بیارم خونمون  حق داره تو اپارتمان  قوطی کبریت دلش میگیره اونم با این هوای گرم ...

پیوست۳)The Thinkerهنوز محتاج دعاهای شما دوستای گل هستم که از اولین روز وبلاگ نویسی همراهم بودید دعا کنید نگران موضوعی هستم که بدجوری فکرم و مشغول کرده ..

پیوست۴)Meditateیک سووال دارم از دوستایی که کلاس یوگا رفتن چند وقتیه خیلی فکرشم  اگه می تونید راهنماییم کنید میخوام بدونم چقدر روی ارامش اعصاب تاثیر داره اصلا فایده ای داره برم یا نه؟

پیوست۵)خیلی حرف دارم که بگم ولی نمیدونم چرا الان یادم نمیاد هروقت میرم سراغ کارام میگم یادم باشه اینو بنویسم اونو بنویسم بعدشم میام اینجا اصلا فراموش میکنم  این و به این خاطر گفتم که شایدبه پیوستها اضافه بشه  چون ارزش اپ جدید نداره..

بعد نوشت۱) این ادرس وبلاگ یک دوست جدیده  غزل جون خوش اومدی دنیای مجازی دوس داشتید وبلاگش برید و غزل زندگیشو بخونید  http://www.ghazalkhoun.persianblog.ir/

بعد نوشت۲) دلم واسه وبلاگ قبلیم تنگ شده بود اولین قالبش همین بود به خاطر همین قالب و عوض کردم دلیل خاصی نداشت..

 پیوست۶)از این نوشته خیلی خوشم اومد میزارم اینجا شما هم بخونید..

صورتحساب:
تميز كردن باغچه 500 تومان
مرتب كردن اتاق خواب 500 تومان
مراقبت كردن از برادر كوچكم 1000تومان
بيرون بردن سطل زباله 500 تومان
نمره رياضي خوبي كه گرفتم 500 تومان
جمع بدهي شما به من 3000 تومان
مادر به چشمان منتظر پسرش نگاهي كرد و چند لحظه خاطراتش رو مرور كرد سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب پسرش اين عبارت را نوشت :
بابت سختي 9 ماه بارداري كه در وجودم رشد كردي ، هيچ
بابت تمام شب هايي كه بر بالينت نشستم و برايت دعا كردم ، هيچ
بابت تمام زحماتي كه در اين چند سال كشيدم تا تو بزرك شوي ، هيچ
بابت غذا ، نظافت تو و اسباب بازيهايت ، هيچ
و اگر تمام اينها را جمع بزني خواهي ديد كه هزينه عشق واقعي من به تو هيچ است.
وقتي پسر آن چه را كه مادرش نوشته بود را خواند ، چشمانش پر از اشك شد و در حالي كه به چشمان مادرش نگاه ميكرد
قلم را برداشت
و زير صورتحساب نوشت :
قبلا به طور كامل پرداخت شده

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 17:22  توسط مامان نازگل  | 

پیوست۱) خدا رو شکر تعطیلی منم شروع شد البته هنوز باید یک روز دیگه برم امروز به خاطر چشم دردم نرفتم مدرسه  هفته دوم مرداد خدا بخواد دارم میرم مشهد دیدن یک دوست گل نیلوی عزیز داره میاد ایران چند روزیم میاد مشهد با نازگل  میریم دیدنش  احتمالا میترا و ایلیا کوچولو هم بیان خلاصه همه دوستای وبلاگی مشهدی اماده باشید واسه قرار وبلاگی مکان((الماس شرق)) ولی زمانش هنوز معلوم نیست..

 

      پیوست۲)نازگل یک مدته کم غذا شده یا بهتره بگم بی اشتها شده شاید به خاطر دندوناش باشه من که نمی فهمم بچم صبوره گوش شیطون کر اصلا به خاطر دندون اذیت نمیکنه دندونای کرسیش در اومده وروی هم رفته ۱۸ تادندون عادت ندارم دنبالش بدوم  غذا بدم  یک خورده برام سخت شده تنوع غذاییشم زیاد کردم صبحونه نمیخوره زیاد ولی هر جور باشه شیر و اب میوش همیشه به راهه بازم اگه شما به نی نی هاتون غذاهای جدید میدید برام بنویسید کمک بزرگیه..نمیدونم این یکی درد از کجا اومد چشام چندروز بود  می سوخت بعدش پلکم سنگین شد الانم چشم چپم از شدت ورم و درد باز نمیشه  سرمم درد میکنهخیلی می سوزه فک کنید بااین چشم باد کرده دراز کشیده بودم خانم  قاشق و پرتاب کرد سمت من بد بخت نشونه گیرشم عالی درست خورد به استخون بینیم واقعا ضعف کردم اشکم در اومد خودشم نشسته پیش من گریه میکنه مادربزرگم میگه  خودتو ناراحت نشون نده بچه ناراحت شد بله!!!براش یک مسواک کوچولو گرفتم فقط ده دقیقه سرگرمش کرد و بعدشم ژرتش کرد گوشه اطاقش ..

 

 پیوست ۳)Father's Day 5روز پدر و به همه پدرای دنیا تبریک میگم مخصوصا پدرایی که سال اولشونه..

 

پیوست ۴) وبلاگ مامان شرمینه جون یک سر بزنید پست جدیدش خیلی مفیده مخصوصا واسه مامانایی که به خاطر حرف بقیه دارن بچه دوم یا سوم  میارن..

 پیوست۵)Barbequeای بابا همچین جدی نگیرید پست قبلی رو من منظورم این بود اگه من و دعوت کردید برام قورمه سبزی درست کنید با مخلفاتش نگفتم  من درست میکنم که دهه..ولی از شوخی گذشته چشم تشریف بیارید بنده درخدمتم. نمی دونم چرا دارایی این اقای بیلی اصلا به مذاق بنده خوش نیومد جدی میگما خوب خدا بهش داده  حتما ما هم بخوایم یک نیم نگاهیم به ما میکنه دیگه نه خدا جون؟بچه زحمت کشیده  به دست اورده

 

 پیوست ۶ مهم) از اونجایی که به قول معروف کف گیرمون به ته دیگ خورده چه عرض کنم دیگ و هم سوراخ کرده و بنده  اصلاااااااااا حاظر نیستم خونه جدید Houseاین وسایل و ببرم  هم اکنون به یاری سبزتان نیازمندم اگه تهران جایی رو سراغ دارید که مبلمان شیک دارهChair 2 با قیمت مناسب حتماااااااااااا ادرسش و بگید و همچنین مشهد..دوست خواهرم دو هفته پیش کل وسایل خونش و حراج کرد در حالی که فقط ۱ سال خونه دار بود چون میخواست بره خارج  همه رو زیر قیمت داد و بنده شدیداااا  دچارافسردگی شدم چرا دیر فهمیدم چون مبلمانش واقعا شیک بودو قیمتشم عااااالی مبلمان ۶ میلیونی با میز نهار خوریشو داده بود ۸۰۰ هزار تومان خوب جای من بودید چیکار میکردید!!خلاصه یادتون باشه خبرم کنید.

 

پیوست۷)از خداوند خواستم تا غرور را از من بگيرد. گفت:« نه! بازگرفتن غرور کار من نيست..بلکه اين تويی که بايد آن را ترک کنی.»
گفتم پس کودکان و انسانهای معلول را شفا ببخش. گفت:« نه! روح کامل است و جسم زودگذر..مهم روح آنهاست برايم.»
خدايا به من شکيبايی عطا فرما. گفت:« نه! شکيبايی دستاورد رنج است..به کسی عطا نميشود.آن را بايد بدست آورد.»
پس به من سعادت ببخش ای بخشنده بزرگ. گفت:« نه! بازهم نه!خود بايد متعالی شوی..اما تورا ياری ميدهم تا به ثمر بنشينی.»

اینم یک عالمه عکس از دخملی جبران ۴ تا پستی که نزاشتم((جاهایی که نشسته مثلا ژست گرفته  عکس بگیرم ازش تا میگم نازگل صبر کن عکس بگیرم نمی دونم چرا میشینه!!)) واسه خودمم جالبه با هر لباسی یک شکل میشه ولی اون لباس صورتیا اخرین عکساشن و فک کنم بیشتر

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 9:42  توسط مامان نازگل  | 

از اونجایی که پست۲۴ ساعته قبلی دوستان عزیز وناراحت کرد بنده این یکی رو به جبران اون یکی میزارم.. 

معرفی!!علاقه مندیها..خاطرات خوب و بد..دعا..ارزو ..و........

 معرفی..مامان نازگلم دارم میشم ۲۹ ساله همین

همه رنگارو دوس دارم  غذا قورمه سبزی رو خیلی دوس دارم همراه سالاد باسس فراوون Saladو نوشابه سرد سیاه یادتون باشه دعوتم کردید قورمه سبزی بدید وووووو کباب ترکی ساندویچ تنوریBurger 2 با قارچ فراوون شیشلیک و ماهیچهHam  خوش اشتها هستم بنده خودم می دونم  هر چقدر این غذاها رودوس دارم از کله پاچه متنفرم اب میوه هم عاشق اب طالبیمChuggerعاشق دو نوع لباسم لباسای اسپورت و جین مخصوصا از جنس لی و چسبانTee Shirt همچنین علاقه فراوانی به کلاه و عینک دارم Sunglasses Cap از ابانماه تا  اخر اسفند و خیلی دوس دارم  از اردیبهشت خوشم نمیاد نمیدونم  دلم میگیره یک جورایی همینجور شهریور و مهر ماه ..بقیه ماه ها  معمولین واسم..دوست دارم همه دوستایی که جزو پیوندام هستن و ببینم  و یکی دیگه رو خوب نخندید مگه چیه دوس دارم بیل گیتس رو از نزدیک ببینم باهاش چایی بخورم  قهوه نه دوس ندارم اصرار نکنیدCoffee سومیش برای یک بارم شده بهشت و جهنم رو تو خواب ببینم ..

 چیزایی که خوشم نمیاداز دخانیات حالا هر نوعش باشه و مشروبات الکلی  به شدت بیزارم   هرچقدر که از پرندها خوشم میاد و از حیونا از اسب از هر چی گربه و سگ و جونوره حالم به هم میخوره  خیلی هم میترسم حاظرم هر جایی فرار کنم دستشون به من نرسهاز ادمای حسود خوشم نمیاد ادم پیششون می شینه انرزی منفی میگیره  کینه ای نیستم زیاد ولی از دو نفر به شدت متنفرررررررررم سایشونو با تیر میزنم اصلا نمی خوام ر ی خ ت ش و ن و ببینم

سرگرمی خوندن مجله و کتاب ارایش کردن ..موسیقی گوش کردن..مسافرت و مهمترینش اینترنت

موقعیتم در ده سال اینده اینشالا  دو تا سفر مکمون و رفتیم و در انطظار سفرای بعدی هستیم  فک کنم  تو زندگی بیشتر پیشرفت کرده باشم  توکلم به خدا  ولی ازثابت موندن متنفرم برای همه دعا میکنم مخصوصا مادرایی که بچهاشون مریضی نا علاج دارن از خدا می خوام شفاشون بده بعدشم  برای خونوادم دعا میکنم  و هرکی  یادم باشه..

 بزرگترین آرزوم اول سلامتیه این و از ته دل ارزو میکنم خدا  هیچ وقت این نعمت بزرگ و ازمون نگیرهو همچنان رفتن به اونور دنیا جایی که خیلی دوسش دارم خوب یک ارزوی رویایی هم  واسه خودم بکنم  خدا ۷۰ میلیارد برام برسونه خوب مگه چیه  ارزو بر جوانان عیب نیست  تازشم کلی برنامه ریزی شده  واسه این پول اصلا  شکمتونو صابون نزنید((قابل توجه فاطیمآ))

بدترین خاطره به بعضیاشون اصلا نمی خوام فکر کنم اعصابم داغون میشه پس چیزی نمیگم ولی یکیشون ۳ سال پیش بود تهمت الکی(روحمم خبر نداشت) خدا ازشون نگذره الان می دونم دارن تاوانشو پس میدن به قول معروف رو سیاهی به زغال موند ولی چه فایده همیشه این خاطره بد تو ذهنم می مونه..

بهترین خاطره تمام مسافرتایی که با همسرم رفتم مخصوصا اولین مسافرت تولد نازگل و ازدواج خواهرم که یک سال از من کوچیکتره

بدترین ضد حالی که خوردم چند سال پیش با همسرم می خواستیم بریم یک سفر تقریبا ده روزه خوب معلومه از قبلش کلی وسایل جمع کرده بودم و چمدونامونو بستم  شبش از خونوادهامون خدا حافظی کردیم این سفر واسه رو حیمون خیلی لازم بود خلاصه خوشحال صبح زود راه افتادیم ۳۰ کیلومتر از شهر دور شدیم تسمه ماشین پاره شد نمی دونید چقدر ضد حال خوردیم فک کنید حتی جامونم با تلفن رزرو کرده بودیم حالا خدا رو شکر داخل یکی ازشهرا ماشین خراب شد  ضایع برگشتیم  خلاصه رفتنمون چند روز طول کشیدتا ماشین کامل درست شد(حتما مصلحتی در کار بوده)

ناشیانه ترین کاری که کردم همیشه میگم خدایا کاش زمان به عقب برگرده و جبران خیلی از کارها رو بکنم ولی کاش و کاشتن هرگز در اومد اخه یکی نیست به من بگه دختر  مگه خدا بهت عقل نداده خوب فکر کن اول بعدا حرف بزن و تصمیمتو عملی کن نگم بهتره بی خیال..

خوب دیگه اینم از اونایی که باید میگفتم این بازی بهتر تر بود بدون تعارف همتون دعوتید

بعد نوشت)من از خیر چایی خوردن با بیل گیتس گذشتم میترسم  فک کنن منم پول و پله ای دارم ترورم کنن خوب مثل این اقا شونصد تا محافظ که نداریم حالا چند تا عکس از دفتر محل کارش و خونش و دخترش میزارم براتون ببینید(بچه زحمت کشیده به اینجا رسیده نوش جونش کی حسوده) البته ایشون مایکرو سافت و تحویل دادن و دیگه میخوان با پولاشون خوش باشن

 
این ماشین بیل گیتس..

    

وقتی پول باشه ببین باهاش چه کارا که میشه کرد. یک آکواریوم عظیم الجثه و دیوانه کننده که از وال ، کوسه و دلفین گرفته تا اسب آبی ، سفره ماهی و 8 پا هم داره و فکر کنم کوچیک کوچیکش همین ماهی سیاه رنگه باشه. و اگر دقت کرده باشید طرف دیگه اتاق یک پنجره رو به آفتاب قرار داره. خداییش اگر کسی اینجا در انتظار دیدار با آقای گیتس بشینه مغزش هنگ میکنه و تعطیل میشه و فکر کنم یادش بره برای چی اومده و اگر برای امضای قرارداد رفته باشه مطمئن باش ندیده امضا میکنه ! حالا خودتون قضاوت کنید......اتاق انتظار میهمانان آقای بیل گیتس در مایکروسافت.....

برای دیدن عکس در سایز بزرگتر ، کلیک کنید

نخیر اشتباه نکنید اینجا یک شهرک یا یک محل برای زندگی خیلیا نیست اینجا خونه بیلی جونه و فقط مختص ایشونه ...خانه بیل گیتس یکی از مدرن‌ترین و گران‌ترین خانه‌های جهان بوده که در کنار تپه می‌باشد و منظره‌ای رو به دریاچه واشنگتن در مدینا واقع در واشنگتن دارد. بر طبق برآورد مجموعه خانه و زمینش معادل ۱۲۵ میلیون دلار ارزش دارد و مالیات آن در حدود ۱ میلیون دلار در سال می‌باشد. همچنین در بین دارایی‌های بیل گیتس، مجموعه‌ای از نوشته‌های لئوناردو داوینچی موجود می‌باشد که او در سال ۲۰۰۴ به مبلغ ۳۰.۸ میلیون دلار در یک حراجی خریداری کرده‌است.

نمایی از روبروی خانه بیل گیتس..

آدرس ایمیل بیل گیتس بطور گسترده‌ای در دنیا پخش شده‌است billg@microsoft.com Websiteو در حدود ۴ میلیون ایمیل در سال ۲۰۰۴ دریافت کرده‌است که بیشتر آنها اسپم می باشند. به گفته او در بین ایمیلهای دریافتی تعداد زیادی مربو‌ط به پیشنهاد‌هایی برای پولدار شدن می‌باشد که اگر آزاردهنده نباشند حداقل خنده‌دار است.(خلاصه ایشون به ایمیلهایی که ازش در خواست پول میشه یا محترمانه میخوان مثلا راه پولدار شدنو پیدا کنن فقط به دیده سرگرمی می نگردبیلی جون من که عمرا پول نخواستم از شما ما خدا رو داریم تو چیکاره بیدی

اینم دخمل خوشگل بیلی جون..

Girl

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 9:33  توسط مامان نازگل  | 

این یک بازی که از طرف پرستو دعوت شدم ولی از اون بازی وحشتناکا

وای خدای من خیلی سخته فک کردن بهش باور کنید  من  همیشه و همیشه یاد این ۲۴ ساعت بوده و هستم  الان چند ساله به شدت  فکر شب اول قبر و عالم برزخ و اون دنیا هستم خیلی خیلی میترسم از شب اول قبر  شاید به خاطر مطالعه زیادی که کردم ترسم چندین برابر شده نمی دونم بگم خوش به حال اونایی که میگن  ما نمی ترسیم از مرگ و قبر و اون دنیا یا بگم بدبه حالشون اگه بدونن چه خبره  زهر ترک میشن...

اصلا نمی خوام بگم ادم خوبی هستم ولی باور کنید اگه بدونم ۲۴ ساعت فقط ۲۴ ساعت زنده ام  همه اموالمو  بین یتیما و بی بضاعتا تقسیم میکنم چرا؟ چون فکر کنم فقط اونا هستن که بعد مرگم از ته دل میگن خدا بیامرزش خدا رحمتش کنه که دستمونو گرفت وشاید من بدبخت همونجا در حال گذر از پل صراط باشم هر لحظه امکان افتادنم باشه  دعای خیرشون همون لحظه دستمو بگیره و من و رد کنه..تا دلتون بخواد روزه قضا و نماز قضا دارم خدایا با این همه چیکار کنم باید یکی روپیدا کنم یک مبلغ زیادی بدم تا همه نمازامو بخونه  روضه ها روباید کفارشونو بدم (همیشه واسم سوواله از هر کی میپرسم یک فتوا میده واسه روزه های قضا به کی باید اطمینان کنم اگه شخصی رو سراغ دارید  لطفا ادرسشو  برام بزارید)نمیدونم دل چند نفرو شکوندم تا جایی که بتونم سعی میکنم این کارو نکنم ولی ادم چی خبر داره شاید تو یک جمع یک حرفی زده باشی که اصلا به طرف ربطی نداشته باشه ولی به خودش گرفته و دلش شکسته خدا کنه اینجور نباشه وحلالم کنه و بدونه بی منظور بوده..همه لباسا و کفشا و کیفامو وقف میکنم میدم به اونایی که لازمشون دارن و هرچی که دور برم باشه فقط  چند تیکه طلا رو  میزارم واسه نازگل که یادگار از مادر بزرگم   هستش و چند تا عزیز دیگه سفارش دخترم و به همسرم می کنم شاید واستون خنده دار باشه ولی از زمان بارداری  هزار بار به همسرم گفتم اگه من مردم باید چیکار کنه نمیخوام د خترم زیر دست زن بابا بزرگ بشه راضی نیستم ازش اگه این کار و بکنه فقط مامانم فقط مامان خودم که اینشالا همیشه تنش سالم و سلامت باشه باید بزرگش کنه  به مامان وقتی میگم  یک چشم غره بعد لبشو گاز میگیره میگه زبونتو گاز بگیر این حرفا چیه  بعدشم به شوخی میگه خودتو بزرگ کردم بسه  بچتو خودت بزرگ کن من بیچاره سختیاشو بکشم به من چه  اینا رو میگه بحث عوض بشه و بخندیم...از همسرم حلالیت میخوام و خلاصه سفارشا رو میکنم میخوام خرج مراسم همه واسه خیریه بره  مادرجون عزیزم که می دونم تمام دعا و نماز و روضهای مرده رو خیلی خیلی خوب بلده از ش میخوام حسابی دعام کنه حسابی ..وایییییییییی اصل کاری رو فراموش کردم شب اول قبر تور خدا من و تنها نزارن من میترسم خیلی میترسم ..

یعنی فک می کنید تو ۲۴ ساعت بشه این همه کار کرد ؟ فکر اینجا رو کردم  به دو نفر که  مطمئنم  میگم بیان پیشم اونایی که باید وقف بشه میدم بهشون وسفارش نمار و روضه رو میکنم بقیه کارها با اونا واسه بقیه برنامها و کارهای دیگه هم  برنامه ریزی کردم..پول  اون بچه بی بضاعتا رو که خواهرم میدونه یادشون نره بدننننننننننن.وای بازم میگم برام خیرات زیاد کنن .یک نفر که خیلی خیلی ژاکه من و دفن کنه.مواظب دخملم باشن همیشههههههههههه.دیگه همینا فعلا!!!!

ساعتای اخر عمرمو میخوام حرم ا مام رضا باشم نمی دونم چرا این روزا احساس میکنم چشم دیدنمو نداره  دلم خیلی  میگیره  این دفعه رفتم  مشهد باید خودم تنها برم پیشش ازش عذر خواهی کنم شاید چون دفعه قبل نازگل اذیتم کرد و حسابی پشیمون شدم چرا اومدم حرم...

خدا نکشه تورو پرستو  واقعا احساس کردم فقط ۲۴ ساعت زنده ام  نخندین به من ولی دوباره که خوندم نوشتهامو کلی به حال خودم و تنهاییم دلم سوخت و گریه کردم چقدر ادم درمونده میشه اینجور مواقع چقدر محتاج کمک و بخشش هستی  تازه می فهمی نه پول نه ثروت نه بچه نه شوهر و حتی پدر و مادر  هیچ کدوم نمی تونن نجاتت بدن یاد این حرف میفتم(( خاک مرده سرده)) چرا سرده میگن دنیا همینه دوروز واست ناله و زاری میکنن  دیگه تموم شد هر کی میره سراغ کار و زندگیش بیچاره اونایی  که بعد مرگشون بچها میفتن رو مال و ثروت و تازه کلی  ف ح ش  میدن به  مرده بیچاره که چرا تا زنده بود چیزی نداد بهشون یا مراسما اگه تور عذا نباشه رو سرشون و لاک ناخونای مشکیشون نمیفهمی که این عذاست یا عروسی  فقط مجلس فخر فروختن و خودی نشون دادنه  فک نکنم یک فاتحه خشک و خالی هم بخونن واسه مرده شون بازم ندارا و  قشر متوسط  و بی بضاعت از همه بهترن حداقل  اگه دلشون به مردشون نسوزه آبرو داری میکنن و به حال بد بختی خودشون دو قطره اشک میریزن و از خدا طلب امرزش میکنن..

پیوست۱)خیلی خوشحالم که این پست و نوشتم  شاید لازم بود گفته بشه و نوشته بشه  من نمیتونم ۵ نفرو دعوت کنم شاید خیلیا دوس داشته باشن بنویسن و خیلیا نخوان و نتونن که بنویسن پس بدون تعارف تمامی دوستایی که جزو پیوندام هستن همتون دعوتید به این بازی ۲۴ ساعت  باقی مانده عمر..

هر وقت که دل کسی رو شکستی روی دیوار میخی بکوب تا ببینی که چقدر دل شکستی؛
هر وقت که دلشان را به دست آوردی میخ را از روی دیوار بکن
تا ببینی که چقدر دل به دست آورده ای!
اما چه فایده که جای میخ ها روی دیوار همیشه میماند!!

عجب وصیت نامه ای شد

       (( این پست فقط یک روز می مونه))

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 9:23  توسط مامان نازگل  | 

باز بد خواب شده و بهونه گیر  فک کنم به خاطر در اومدن دندونای کرسیشه  نیشاش در اومده  ولی بقیه اذیتش میکنه مامان میگه خیلی هم بچه صبوریه تو بچه بد ندیدی نمی دونم والا شبا کلی غلط میزنه و شونصد بار سرشو میکوبه اینور اونور  داد و گریه منم با چشای خواب الود باید بیدار شم  خانمو رو براه کنم دباره لالا هنوز نخوابیده گریه میکنه باز چی شده خانم خواب دیده و این جریانات ادامه داره  تا صبح ساعت ۶  که بیدار باشه خانمه اگه اذیت نشه تا ۶.۵ تو رختخوابش با خودش بازی میکنه و حرف میزنه ولی امان از اینکه کلافه باشه یک سره داد میزنه مامان مامان سیر سیر(شیر)چاره ای نیست باید بیدار شم ساعت ۸ پرستارش میاد و تا حدودی راحت میشم صبحونش و میده و نهارشم اماده میکنه یک نفس عمیق و شیرجه تو رختخواب هر چند مثل خواب صبح نمیچسبه ولی بازم غنیمته  یک ساعت بعد بیدار میشم و صبحونه ای که مریم خانم چیده رو نوش جان می کنم میرم دنبال خریدام و کارهای عقب افتادم  وقتی بر میگردم نازگل اگه خواب باشه  دیگه بیدار شده و اگر نخوابیده باشه هیچی تا بعد از ظهر بنده در حال کچل شدن هستم ساعت ۲ مریم خانم میره و من و نازگل تنها میشیم  از ساعت ۳ میشینه پشت در و شروع میکنه بلند بلند  باباشو صدا زدن بااااااااااابا باااااااابا وقتی میبینه نخیر خبری نیست  بهونهاش شروع میشه  گوشی رو بر میدارم با همسرم تماس میگیرم اگه تونست نره سر ساختمون اول بیاد خونه این وروجکو ببینه نهارشو بخوره بعد بره که اونم از خدا می خواد تازه وقتی  همسر جان میاد میرم اشپزخونه ببینم نهار چی داریم میز مثل همیشه چیده شده  و سالاد و  بقیه چیزا تو یخچال اماده است خدا خیرت بده  مریم خانم سه نفری میایم سر میز و  اخر سر انگار  تو اشپزخونه جنگ جهانی رخ داده پدر و دختر میرن  تو حال بازی کنن  منم  دور برو جمع میکنم  بعدشم نازگل و می خوابونم تا وقتی  خوابه کلی کار دارمSweeping لباسا باید شسته بشهWashing Machine و یک سری هم اتو بشه جا ظرفی که پر از  ظرفه باید خالی بشه  ظرفا رو باید خشک کنم و جا بجا کنم اره مگه چیه بنده شدیدا با ماشین ظرفشویی مخالفم بی خود کلاس نیارید میتونم بخرم ولی نمی خرم به خاطر دو تیکه ظرف بیچاره همسایها  باید سر ظهر این همه سرو صدا رو تحمل کنن اسباب بازیهای خانم و هزار تیکه ای که وسط ریخته  بدون سر و صدا جمع  بشه و همچین کاغذا و سی دی های کنار کامپوتر که با دستان مبارک نازگل خانم پخش و پلا شدن  هنوز کارام تموم نشده که صدای مامانی مامانی  گفتنش میاد تند تند اب میوشو اماده میکنم میدم بخوره   Drink  Doughnut  Cake  بعدش نوبت  کیک  یا بیسکوییته Making The Bedتختشو مرتب میکنم بعدشم ساز ددری ددری بارک بارک(پارک) پاپا  پوش (کفش بپوشون) اگه همسرم در دسرس باشه میاد دنبالمون و میبره  جایی که میخوایم بریم حالا یا پارک  البته قبلش با خونواده همسرم  هماهنگ شده که اگه دوس داشتن مارو همراهی کنن اکثرا عمه کوچیکه و دختر نازش میان با ما..اگه پارک نشد میریم خونه مادر بزرگم و تا سعات ۹ شب اونجا هستیم  نازگل از لحظه که  سجاده نماز مادرجون پهن میشینه کنارش تا تموم شدن نمازش  مقنعه مادرجونو سرش میکنه و یکسره رکوع و سجده میره وای اونقدر خوشگل نماز میخونه  همش چشاش به مادرجونه ببینه چیکار میکنه اخرشم دعا میکنه و میگه امین منم که هزار تا ارزو  تو دلم دارم میگم نازگل پس مامانی چی  پس دایی چی پس  بابا چی پس(امنیتیه این دعا ولی از ته دل ارزو میکنم) پس پس.. اخرش داد میزنه بچم و از خیر دعا کردن میگذره.خلاصه ۹.۵ شب بابایی میاد دنبالمون  و میریم خونه این برنامه روزایی هستش که من تعطیلم و خونه هستم .روزایی که  میرم مدرسه کاملا فرق میکنه راه برگشت کلی خرید میکنم و هزار جا سر میزنم .روزای جمعه هم  غیر از اون ۲ ساعتی که همسرم خونه نیست بقیه مثل امروز میگذره با این فرق که اون روز تا حدودی کمک دستم هست اقای همسر بازم خدا رو شکر مریم خانم پرستار نازگل و دارم خیلی خانم ماه و خوبیه  واقعا کمک بزرگیه برام مخصوصا که نازگل حسابی بهش عادت کرده میگه ما مریم(مامان مریم)

اونایی که کارمندن میدونن داشتن یک نیروی کمکی تو خونه چه نعمت بزرگیه 

پیوست۱) محسای نازنین دست گلت درد نکنه سایتی که معرفی کردی عالی بودبا اجازت اینجا میزارم هر کی دوس داره استفاده کنه  http://www.argos.co.uk

 پیوست۲) از همه دوستای گلی که ادرس وبلاگ و سایتای معرفی کشورهای دیگه رو برام گذاشتن خیلی خیلی ممنونم..   

پیوست۳)فرشته جون دنیا اومدن  نی نی نازتو تبریک میگم اینشالا همیشه  شاهد موفقیتاش تو زندگی باشی..

پیوست۴) پرستو جون خوب که اینهمههههههههه نوشتم تازه یادم اومد پست جدید میخواستم مطلبی که دعوتم کردی رو بنویسم دیگه پست بعدی حتما می نویسم  بمونه نمیگم چیه تا پست بعدی رو بخونید ( (این پست بعد از ۲۴ ساعت برداشته شد))

پیوست ۵)  فاطیما جون زحمت کشیده کلی سوغاتی از مکه واسه نازگل اورده  یک روزم اومد با دختر گلش دنبالمون رفتیم شهر بازی و کلی زحمتش دادیم (سالاد الویه و بلال و چایی)  حسابی خوش گذشت هنوز مزه اون چایی لیمو تو دهنمه  همسر جانو کچل کردم از بس براش گفتم دست گلت درد نکنه عکسای مکه رو گذاشته تو وبلاگش خواستید برید ببینید

پیوست۶)تور خدا هر وقت دعا کردید من و فراموش نکنید واسه خودم نمی گم نگرانم نگران شخصی که خیلی دوسش دارم دعا کنید

گوته: اگربخواهی چیزی را خلق کنی، باید خودت کسی باشی.

همتونو دوس دارم تا اپ بعدی بایI Love You

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 22:5  توسط مامان نازگل  | 

Thank Youممنون از  محبتاتون واسه پست قبلی  لطف دارید باور کنید عکسو نزاشتم  که تعریفی ازم بشه  کامنتای خصوصی که از دوستا داشتم  و طی این مدت ایمیلایی که دوس داریم مامان نازگل و ببینیم باعث شد  عکسمو بزارم حالا  درسته واضح نبود ولی خوب  فک کنم تا حدودی  مشخص بود البته پشیمونم نیستم وااااای وقتی می دیدم منو چه شکلی تجسم کرده بودید با خودم گفتم کاش زودتر عکس میزاشتم .چاق..پر سن..بد اخلاق..به قول فاطمه جون از اون خانمایی که به زور تو مانتوشون جا میشن تور خدا توهینی نشه به کسی  من فقط نظرات و نوشتهای دوستانو گفتم  خلاصه که حالا نوبت شما مامانای دیگه است خیلییییییی دوس دارم ببینمتون اخه شما چپ  میری راس میرید قرار وبلاگی میزارید معلومه دیگه نیازی نمیبینید عکستونو بزارید خوب پس تکلیف ما که تهران نیستیم و قرار وبلاگی هم خبری نیست چیه؟ چه جوری ببینیم مامان نی نی های نازو راستی چند تا از دوستای گل و قدیمی تو کامنت خصوصی واسم نوشته بودن به همین ادرس عکسشونو بزارن یا نه ؟ اگه خواستید عکس خودتون با نینی تونو واسم بفرستید  لطفا تو کامنت واسم بزارید تا ادرس ایمیل بدم

Babysittingنازگلکم خوبه و  حسابی شیطون شده میره رو مبلا سر پا وای میسته دست میزنه  میرقصه و در نهایت میپره از رو مبل که چند بار خدا به رومون رحم کرد یک بارخونه مادر بزرگم قوری چایی رو از رو میز میخواست  چپ کنه زود به داداش رسیدم وای از یاداوریش تنم میلرزه..دوبار در حال فرار در حالیکه چاقوی بزرگی دستش بودگرفتمش حالا باخودتون میگید چرا اینها رو دم دست میزاری نه بابا دم دست کجا بود از داخل کابینت بر میداره یک بارم خونه مادر شوهرم  روز مادر رفته بودیم داشت بازی میکردخورد زمین و دهنش پره خون شددیگه مردم و زنده شدم فک کردم دندونشه که خدا رو شکر نبود لبشو گاز گرفته بود تا دوروز باد کرده بود لبشKid With Dollاینم از شیطونیای نازگل من ولی تا دلتون بخواد شیرین کاری میکنه  و همچنان  درجه حرارت عشق و محبت به مامان  و باباش بیش از اندازه ادامه داره.Raining Hearts.نیما یک  ترانه میخونه من دیگه دوست ندارم ببخشید ووووووووووووی نمی دونید چقدر خوشگل میخونه همش میگه ببشید ببشید(ببخشید) پشت سرشم  تند تند یک چیزایی رو میگه  که من نمی فهمم خیلی خنده دار حرف میزنه بعضی وقتا منم همراهیش میکنم و گروه موسیقی و رقص تشکیل میدیم بابایی تماشا میکنه و دست میزنه واسمون   خلاصه این روزا دخملم به ناشناخته ترین زبون دنیا صحبت میکنه              

House 2یک مدته دارم دورو برمو جمع و جور میکنم و تقریبا اسباب  وسایل خونه رو جمع و جورو بسته بندی میکنم هر چند زیاد مونده تا رفتن به خونه جدید چیزی حدود ۲ ماه شایدم کمترClockولی خوب دیگه طاقتم نمیاد خسته شدم یک ساله و نیمه از شروع و ساخت خونه گذشته  ولی هنوز تموم نشده  اینجا رو اصلااااااا دوس ندارم میخوام زود برم خونه جدید  همیشه ارزو داشتم یک خونه حیات دار داشته باشیم حالا هرچند کوچیکم باشه ولی اسمش حیات باشه با یک باغچه پر از گل و سبزی  فرش ببرم تو حیات رو سکو  پهن کنم و بسات چایی رو بیارم و عصرونه نازگل خانمو  و طبق معمول خانمی اتیش بسوزونه باور کنید تا دو سال پیش شده بود رویا و ارزو واسمJeanie هیچ وقت فک نمی کردم خدای مهربون اینقدر زود ارزومو بر اورده کنه  حالا هرچند  کوچیکه و مثل  اونی که تو رویا  واسه خودم ساخته بودم نیست  ولی بازم  به همین راضیم خدایا شکرتخلاصه این روزا همسر جان  تا بعد از ظهر سر کاره و بعدشم ساختمون شب خسته و کوفته میاد خونه ولی به لذتش می ارزه گوش شیطون کر هرروز میریم واسه دیدن یک وسیله ساختمون وخریدش..پریزای برق..سرامیکا .. کاشی و سرامیک سرویس بهداشتی..سنگ نما..و کابینت که به نظر من از همه مهمتره..الانم دنبال یک شومینه  خیلی ساده و خشگل هستم اگه سراغ دارید عکسشو واسم بزارید نه اینکه از این شومینهایی که داخل ستون و دیوار نصب میشن و حسابی هم گرونه  نه ازونا نمی خوام بنده به کم قانعم اصلا نیست اونا خوشگل نیستن خوشم نمیاد  ازشون زود دموده میشن جریان گربه دستش...  به همسرم گفتم تا میتونی کمد بزار و کابینت بنده علاقه زیادی به کمد جات دارم خلاصه هرچی  عکس و سایت ساختمون و تزئینات دکور داخل اطاقا  تزئین تراس و گلکاری دارید ممنون میشم واسم بزاریدWindow

اینم یک عکس از شومینه ساده و خوشگل نظر شما چیه ؟فعلا فقط همینو اکی کردیم رنگ سرامیکا هم همین رنگیه اگه شومینه خوشگلتری سراغ دارید ادرس برام بزارید..

اینم شونصد مدل دیگه

اینم شومینه دیواری جدید که خیلییییییی گرونه..sh1

حضرت مسيح (ع) : بخواه بهت خواهند داد. بجو، خواهي يافت. به دربکوب ، به رويت بازخواهد شد. زيرا هرکسي مي خواهد دريافت مي کند . جوينده، يابنده است ، بله هرکسي به دربکوبد به رويش بازخواهد شد...

Blowing A Kissتا اپ بعدی بای...

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 13:1  توسط مامان نازگل  | 

چند روز پیش البوم سفرامون و ورق میزدم اخ که چقدر دلم هوای اون روزا رو کرد اخه قبل از تولد نازگل همیشه تو جاده و سفر بودیم یادش به خیر یک سال ۵بار رفتیم شمال ۲بار گیلان و ۹۰درصد شهرای زیباش و ۳ بارم مازندارن ..دوبار اردبیل و عیدشم  شیراز و اصفهان ..کاشان که واقعا قشنگ بود حسابی کیف کردم. و.....تو یک سال مسافرتای زیادی بود واسمون چقدرم که خوش گذشت به قول دوستام مارکو پولو شده بودم  همین تعطیلی گیرمون میومد میرفتیم سفر  از وقتی نازگلو باردار شدم  وبعدشم درگیریهای شیرین ومسوولیت سنگین  بچه داری دیگه دور سفر یک خط قرمز کشیدم این که میگم خط کشیدم واقعا همینجور بود سفر خونه خدا Muslim Woman    Quality Of Allah  رو دوبار  عقب انداختیم به خاطر نازگلی اگه خدا بخواد اینشالا  اردیبهشت سال بعد حتماااااااا میریمفقط چند بار  تا مشهد پیش خونوادم رفتم همین و بس.خلاصه داشتم فکر می کردم اگه بشه اواخر تابستون بریم شیراز چقدر خوب میشه البته اگه بشه اخ که چقدر دلم واسه تخت جمشید شده من عاشق تخت جمشید و پاسارگادم هر چقدرم برم بازم از دیدنش سیر نمیشم و همچنین سرعین و اردبیل اگه رفتید اردبیل حتما ابشار گور گور برید واقعا جای قشنگیه هر چند بنده حسابی از سر تا پا خیس خیس شدم و مجبور شدم لباسامو عوض کنم  اگه بتونیم همه ایرانو بگردیم به نظر من انگار نصف دنیا رو رفتیم کشوری که همه فصلا رو داره هر جا یک اب وهوا  کجای دنیا پیدا میشه حالا نگید تا حالا که از رفتن دم میزیدی ودلم گرفته و از ا ین حرفها هنوزم میگم من آرزووووومه برم  اون کشوری که دوس دارم به خاطر هدفهایی زیادی که دارم می دونم تو ایران باید شونصد سال جون بکنم تا بهشون برسم خلاصه الان بحث زیبایی و قشنگی کشور پهناورمونه  خیلی یاد دوستایی کردم که در غربتن حسابی یادتون بودم عیدساله بعدشم که تقریبا  نیمه بعدی ایران و رفتیم یعنی تبریز.ارومیه.همدان.قزوین.زنجان.سنندج و..واقعا همه شهرا قشنگ بودن بنده و همسرم علاقه عجیبی به دیدن اثار باستانی داریم   Buddha خلاصه هر کی تو این خط نیست با ما بیاد سفر اصلا بهش خوش نمی گذره  زیاد اهل خریدنیستم مگر اینکه  واقعا چیزی چشممو بگیره ولی تا دلتون بخواد وقت میزارم واسه موزهAir Force نمایشگاه Mona Lisa اثار باستانی و هر چی که مربوط به این مسائل باشه عاشق وبلاگایی هستم که در موردجاهای دیدنی شهر و استانشون می نویسن یا  وبلاگ دوستای گلی که در غربتن واز اداب و رسوم اون کشور می نویسن

 پیوست۱)چقدر خوبه شمایی که کشورهای اروپایی وNew York امریکا وVase Of Treasure اسیا زندگی میکنید یک پستتونو در مورد اداب و زسوم زندگی.. اب وهوا  .. وکلا ایرانیایی که اونجا هستن از لحاظ شرایط زندگی و کاری و هر چی که می دونید مفیده بنویسید مثل وبلاگCanada کانادا جون..خیلی دوس دارم در مورد کشورایی که اکثرا Mosqueمسلمان هستن بدونم اگه همچین اپی داشتید حتما خبرم کنید

پیوست۲)اولین باره عکس میزارم نمیدونم  قبلا تو ذهنتون چطور تجسمم کرده بودید واسم جالبه بگید  می دونم زیاد واضح نیستن ولی خوب  بازم به دلایلی همینا رو ترجیح دادم بزارم  پستای بعدی اگه تونستم و مشکلی یش نیومد عکس واضحتر و بدون عینک میزارم  .... بقیه عکسا رونوشتهای پررنگ کلیک کنید

پیوست۳) یک دنیا تشکر از تبریکات صمیمانتون بابت سالگرد ازدواجمون

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 12:50  توسط مامان نازگل  | 

http://www.tebyan.net/Image/Big/1383/05/7919371233152188486115148182351551232073.jpg

 سالهای با هم بودنمان آنقدر شیرین و به یاد ماندنی بود که برای من مثل یک خواب و رویا گذشت ۶سال گذشت و من همچنان مثل روز اول اشنایی عاشقانه دوستت دارم همسر عزیزم...

پیوست) آپ بعدی رو وقت کردید بخونیدو ببینید ..

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 11:28  توسط مامان نازگل  | 

 

كودكي كه آماده تولد بود ، نزد خدا رفت و از او پرسيد : " مي گويند فردا شما مرا به زمين مي فرستيد ؛ اما من به اين كوچكي و بدون هيچ كمكي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم ؟ "
خداوند پاسخ داد : " از ميان تعداد بسياري از فرشتگان ، من يكي را براي تو در نظر گرفته ام . او از تو نگهداري خواهد كرد . "
اما كودك هنوز مطمئن نبود كه مي خواهد برود يا نه : " اما اينجا در بهشت ، من هيچ كاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اينها براي شادي من كافي هستند . "
خداوند لبخند زد : " فرشته تو برايت آواز خواهد خواند ، و هر روز به تو لبخند خواهد زد . تو عشق او را احساس خواهي كرد و شاد خواهي بود . "
كودك ادامه داد : " من چطور مي توانم بفهمم مردم چه مي گويند وقتي زبان آنها را نمي دانم ؟ "
خداوند او را نوازش كرد و گفت : " فرشته تو ، زيباترين و شيرين ترين واژه هايي را كه ممكن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد كرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد كه چگونه صحبت كني . "
كودك با ناراحتي گفت : " وقتي مي خواهم با شما صحبت كنم چه كنم ؟ "
اما خدا براي اين سوال هم پاسخي داشت : " فرشته ات ، دست هايت را در كنار هم قرار خواهد داد و به تو ياد مي دهد كه چگونه دعا كني . "
كودك سرش را برگرداند و پرسيد : " شنيده ام كه در زمين انسان هاي بدي هم زندگي مي كنند . چه كسي از من محافظت خواهد كرد ؟ "
- " فرشته ات از تو محافظت خواهد كرد ، حتي اگر به قيمت جانش تمام شود . "
كودك با نگراني ادامه داد : " اما من هميشه به اين دليل كه ديگر نمي توانم شما را ببينم ، ناراحت خواهم بود . "
خداوند لبخند زد و گفت : " فرشته ات هميشه درباره من با تو صحبت خواهد كرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت ؛ گرچه من هميشه در كنار تو خواهم بود . "
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهايي از زمين شنيده مي شد . كودك مي دانست كه بايد به زودي سفرش را آغاز كند . او به آرامي يك سوال ديگر از خداوند پرسيد : " خدايا ! اگر من بايد همين حالا بروم لطفا نام فرشته ام را به من بگوييد . "
خداوند شانه او را نوازش كرد و پاسخ داد : " نام فرشته ات اهميتي ندارد . به راحتي مي تواني او را مادر صدا كني . "

 

پییوست) محسای نازنین تولد ملودی عزیز و تبریک میگم

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 15:1  توسط مامان نازگل 

Mintبنده از روز یک شنبه دارم میرم کلاس ورزش خوشتیپ جات بشمبا توجه به اینکه خدا رو شکر گوش شیطون کر از لحاظ وزنی نرمال هستم ولی احساس میکنم حسابی همه بدنم شل شده .جناب همسرم الان دو هفته است میره  استخر  و فوتبالچیکار کنم دست خودم نیست خوشم نمیاداز هووم(فوتبال)این ماه دو تا عروسی توپ داریم منم که واسم عروسیای نرفته تابستون پارسال عقده شده از حالا روز شماری میکنم  البته نازگل خانم تشریف نمیارن و قراره پرستار دخملم از بعد ازظهر بیاد پیشش تا اخر شب که بر می گردیم اینجوری واسه خودشم بهتره  برنامه خوابش به هم نمیخوره با صدای زیاد موسیقی اذیت نمیشهبه نظر من این خود خواهیه بچه رو مجبور کنیم همراهیمون کنه...

Baby summer Imagesتابستون شروع شد تصمیم گرفتم حد اقل هفته ای دو روز با نازگل برم شهر بازی خیلی دوس داره محیط باز اونجا رو عاشق راه رفتنه به هیچ عنوان حاظر نیست بغلش کنم سوار هر وسیله بازی میشه صداشو در میاره تاب تاب عباسی  اگه ماشین باشه همش میگه دید دیدKid With Toy Car نمی دونم چرا عشق ماشین بازی داره قطار که حرکت کنه شروع میکنه هوهو چی چی .. حال میکنه با سرسره بازی با تعجب هر چی  واسش عجیبه نگاه میکنه بعدشم صورت منو میچرخونه سمتشون میگه مامانی بازی(یک مکث کوچولو) ببین.. بعد با حالت سووالی میگه دیدی؟ هر نیم ساعت به قول بقیه باید انرژی بگیره میاد محکم بغلم میکنه چند تا بوس ابدار بعدشم مامانی نازی نازی دباره میره سراغ بازیش بهش میگم نازگلم میگه ببببببببله !میگم دست  نزنی به زمین خاکی (عشق اینو داره که دستشو رو زمین بزاره) باشه دخترم با صدای خیلی ظریفی میگه باسه(باشه) مامانی در اخر از خودمون پذیرایی می کنیم و میریم خونهاین اخریش عالیه بیشتر روزابا نازگلم میریم خونه مادر بزرگ عزیزم البالو چیدن یک درخت بزرگ تو حیاطشون داره پر از البالو ماشالا خیلی برکت داره همه میان میچینن جای شماخالی عکس میزارم واستون  ببینید

Cute Baby In Blue W/ Pacifier Gifs Images - MySpace Layouts, MySpace Graphics  نازگل وقتی خوابش میاد درست مثل همین شکله من عاشق این شکلکم  پتوشو میگیره دستش پستونکشم تو دهنش باچشای خواب الود یا راه میره یا تو رختخوابش غلط میزنه الهی قربونت برم من

پیوست۱)I Wove You  همسر جان هدیه روز مادرو جلوتر دادو بنده را بسیار خوشحال کرد یک ادکلن خیلی خوشبو 

پیوست۲ ) خیلی از وبلاگا کامنت دونیشون واسم باز نمیشه  نمیدونم چرا؟!! مثل  وبلاگ دریا.ارش وروجک و خیلیای دیگه  فک نکنید بی معرفتم میام همیشه بهتون سر میزنم ولی کامنت دونیتون واسم باز نمیشه

بگذارید و بگذرید...          ببینید و دل مبندید...

چشم بیندازید و دل مبازید...               که باید گذاشت و گذشت ...

 امام علی (ع)   

 تا اپ بعدی بای  Kisses 


+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 13:48  توسط مامان نازگل  | 

Lilypie 3rd Birthday Ticker *