تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

دفترچه خاطراتم

دفترچه خاطراتم

اینجا از همه چیز می نویسم هر چی که لازمه گفته بشه!!

بیا در کوچه باغ شهر احساس                                   
شکست لاله را جدی بگیریم
اگر نیلوفری دیدیم زخمی
برای قلب پر دردش بمیریم                

کنار هر دلی یک شمع سرخست
بیا به حرمتش پروانه باشیم
بیا با دستی از جنس سپیده
زلال اشک از چشمی بشوییم

سلام دوستای خوبم..

چیکار میکنید با گرما من که در حال پخته شدن هستم چرا این چند روز هوا اینقدر گرم بود!!! واسه من هفته پر مشغله ای بود مخصوصا از لحاظ فکری   از اون جهت... میدونید خودتون دیگه خدا به خیر کنه بعضی وقتا چند دقیقه ای فقط به اسمون نگاه میکنم انگار از کوچیکی تو ذهنمون رفته که خدا فقط بالاست میگم  خدایا تو میگی دستاتونو سمت من بگیرید دعا کنید من میشنوم و جواب میدم پس چرا خبری نیست؟ کفر نمیگم ..ولی خودم و گول نمیتونم بزنم  انگار خدا سرش شلوغه خیلی کاش یک گوشه چشمی به بقیه هم بکنه حالا اون گوشها ما رو هم فراموش نکنه...

 جمعه نازگلی رو گذاشتم پیش باباش و رفتم کلاس چشمتون روز بد نبینه برگشتنی دیدم لباسای دخمله خیس خیس خودشم موش اب کشیده تازه در نظر داشته باشید که دوبارم لباس عوض کرده هندوونهای قاچ شده روداده دخترش عکس گرفته.بعدشم بلال خوردن خلاصه حسابی از خودشون پذیرایی کردن..خودم عاشق این عکسشم که با هندونه مثل موش اب کشیده  باباییش گرفته ازش..

حذف شد

...

...

...

..

 خونه هم که جنگ جهانی رخ داده بود دیگه مونده بودم از کجا شروع کنم جمع کردن بس که عصبانی بودم هر چی مداد و خودکار تو خونه داشتیم باانواع کاغذ ومجله و.... همه وسط ریخته بود همسر خان همشونو ریخته  تا نازگل  اذیتش نکنه بتونه  ا*خ*ب*ا*ر وگوش کنه!!..میگم چرا اینقدر ریخت و پاشه اینجا؟ همسری:غرق برنامهای تی وی  انگار نمیشنوه هرچند خودمم حسابی کنجکاو شده بودم ببینم چه خبره..ولی دلیل نمیشد که با این دو تا دعوا نکنم کو گوش شنوا!! عکسا رو پایین میزارم ببینید.. 

الهی من قربون اون زست گرفتنت بشم..

پ) تا حدودی ارشیو و منتقل کردم ولی خیلی اذیت میکنه همش تاریخا رو اشتباه نشون میده !!

پ)وای چقدر خوبه این امکان خصوصی کردن هر چی بخوای مینویسی بدون این که مزاحم داشته باشینیشخند

پ)دیگه چیزی تا امتحانات نمونده به شدت دلشوره دارم جوری که اصلا غذا نمیتونم بخورم انگار همه سیستم بدنم به هم ریخته هر چند به خودم میگم قبول نشدم اشکالی نداره ولی نمیتونم این همه زحمت و هم ندیده بگیرم کلی کتاب رو هم چشمک میزنه انگار تمومی نداره هر چی میخونم بازم هست شاید اگه رشته خودم بود اینقدر سخت نبود خواهش میکنم  دعا کنید برام..

پ)دوستای خوبم به هیچ عنوان پسورد و ندید به بقیه ..

پ)هر کدوم از عکسا دیده نمیشه لطفا بگید..

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 22:16  توسط مامان نازگل  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 14:45  توسط مامان نازگل  | 

* پرستار نازگلی این ماه و نمیاد منم بد جوری عادت کردم راستش و بخواید یک خورده تنبل شدم تو یک سری از وظایف مهم و..مجبورم روزایی که شونصد تا کار دارم نازگل و صبحونش و بدم امادش کنم و با خودم ببرم هر چند به این خانمم بد نمیگذره زودتر از من اماده است.برنامم و باید یک ساعت زودتر اجرا کنم چون تا خانمی رو اماده کنم صبحونش و بدم نهارظهر و اماده کنم تقریبا بپزه تا بعد برگشتنم  کاملا بپزه(چی گفتم!)بعدشم دو تایی بریم بیرون دنبال خریدام و کارایی که باید انجام بشه نازگلم کاملا  یک دختر مودب و خوبه بیرون فقط وقتی لباس فروشی میبینه میگه از اینا میخوام!وسایل جشن تولد میبینه داد میزنه تبلذ تبلد میخوام!خیلی زودم اروم میشه البته چیزی هم واسش بگیرم به همه باید تو خیابون نشون بده!!خلاصه کارامون تموم شد سریع بر میگردیم خونه و اینجا خودش یک پروژه دیگه است به هیچ عنوان از پلها بالا نمیاد میگه بریم تاب تاب بازی کنیم فقط یک ریزه فقط یک ریزه!!وروجک میدونه چطوری مخ بزنه!  نیم ساعتم تو حیات خانم باید تاب سوار بشه و منم حرص بخورم که نهارم اماده نشد خریدا جابجا نشده همسری بیچاره یک ساعت دیگه سر و کلش پیدا میشه  بچم گشنه و تشنه میمونه(میبینید چقدر فداکارم) تازه کلی لباس  اتو کشی همینجور چشمک میزنن و هوارانتا فکر و خیال و کار انجام نداده این از این..

 تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

 **ما یک حیات وباغچه خیلی کوچولو داریم که با همونم کلی خوشیم روزای تعطیل همسری و نازگلی میرن حیاط تاب بازی منم بعد از اماده کردن یک صبحونه مفصل میرم پیششون یک ریزه جا همسری چادر زدهخلاصه باربی کیو داریم بفرمایید:)هر چند نازگل شانس من از چادرم میترسه نمیدونم چرا از فضاهای بسته میترسه خانم علاقه عجیبی به اب بازی داره  با چنان سرعتی اب  میریزه رو خودش  که خدا میدونه !!بعدشم این کار رو انجام میدهدو تا نهال کوچولو کاشتیم که یک زمانی مثلا بشه درخت اگه از دست نازگل بمونه چپ و راست شاخهاش و کج میکنه برگای بیچارش و میکنه گلاهم که از دستش در امون نیستن همه رو چیده

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

 

**وضعیت شکم نازگلی فعلا رو براست البته همچنان به سرویس دهی از نوعی که باید باشه مشغولم..واسه مامانایی که مشکل من و دارن  شیر زیاد خوب نیست واسه بچهای ی ب و س ت ولی من تو شیر صبحونش یک قاشق عسل میریزم معجزه میکنه جدی میگم حتما این کار رو بکنید..شربت الو..البالو..و اب میوه و سبزیجاتم که سر جاش..مادر بزرگ گلم شربت البالو و الو برام درست کرده  نازگلم دوست داره خدا رو شکر میخوره (مادر بزرگا رو میشناسید که اصلا قبول ندارن اب میوه و شربتای بیرون و)

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

**با وجود شیطونتای این وروجک سعی میکنم از درسا عقب نمونم امیدم به خداست خدا کنه قبول بشم البته این و بگم اگه قبول نشم اصلا ناراحت نمیشم سال بعد و سالهای بعد (وای خدا نکنه)فکر کنید یک کتاب ۵۰۰ صفحه ای رو دو دور کردم اونم با کلی اصطلاحات عجیب غریب تازه فهمیدم واسه امتحان فقط نصفش یعنی ۲۵۰ صفحش میاد

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

پ)شایا جونم خیلی خوشحالم از موفقیتت خانمی شما و چند تا دیگه از دوستای وبلاگی واقعا الگوی خوبی واسه من هستید خوشم میاد از تلاش و پشتکارت که به اب و اتیش میزنی تا راه موفقیت و واسه خودت هموار کنی..

پ)بهار جون (دوست جونی که وبت و بستی ) خانمی من ادرس اون یکی وبلاگ و با پسورد واست تو مسنجر گذاشتم نمیدونم داری یا نه !!

خداوندا به ما بفهمان که عدالت به معنی مساوات نیست تا تو را به اشتباه بی عدالت نخوانیم که تو عادلی .

پ)چند روز پیش فیلم اخرا*جیها رو نگاه میکردم هیچ وقت بااین دقت اینجور فیلما رو نگاه نکرده بودم اخر فیلم به خودم اومدم که صورتم خیس خیس بود موقعی که  موزیک(ای *ای*را*ن ای*خا*ک پر*گو*هر*) پخش شد و............

خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من....

ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت...

پ)خودم میدونم یک خورده بیشتر از یک خورده حساس شدم و زود از کوره در میرم یک خورده هم باز بیشتر از یک خورده همه چی رو جدی میگیرم!! حتی شوخیای همیشگیت و نمیدونم چم شده  ولی میدونم زود گذره ...

پ)دوستای خوبم تور خدا وقتی نماز میخونید وقتی دستاتونو واسه دعا بالا گرفتید من و هم یاد کنید  یک مشکل کوچولو(از نظر خدا) و تقریبا برزگ(از نظر خودمون) یک خورده اذیتم میکنه فقط خدا رو هزاران بار شکر میکنم بابت سلامتی که بهمون داده  میدونم بالاخره میشنوه صدامون و شاید صدای شما رو زودتر شنید  پس یادتون نره من و لطفا

خدایا به من توانایی بده تا آنچه را که تو زود می خواهی من دیر نخواهم و  آنچه را تو دیر می خواهی من زود نخواهم..

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

 خدایا سعادت مصاحبت خود را به ما عطا کن و ما را عاقبت به خیر فرما. غم ها را از تمامی دل ها بزدای و تمام بیماری ها را شفا بده که تو شافی هستی و تو رحیمی.

پ)آخی من چقدر حرف داشتم  همینجور تایپیدم  مثلا میخواستم یک اپ کوچولو بشه

بعد نوشت:

دوستان اینم  http://fatima9.persianblog.ir/ادرس وبلاگ فاطیماست  که مثل من از بلاگفا فرار کردهساکتنیشخند

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 22:14  توسط مامان نازگل  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 13:31  توسط مامان نازگل  | 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 8:14  توسط مامان نازگل  | 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 11:23  توسط مامان نازگل  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 21:39  توسط مامان نازگل  | 

Lilypie 3rd Birthday Ticker *